چكيده‌اي از زندگي علامه آیت الله سید محمد علی کاظمینی بروجردی
به همراه دادخواستي از سوی خانواده آن مرجع شهید
ه‍.ش. ۱۳۸۷ مرداد ۱۲, شنبه
بخش چهارم:
برخی از اقدامات حکومت بعد از ارتحال ایشان که اثبات می‌کند
آنها به دنبال قتل بی‌سر و صدای ایشان بوده‌اند
سر باز زدن مسئولین بیمارستان مدائن از توضیح کیفیت فوت و عدم تحویل لباسهای خونی ایشان به خانواده.

هيچ يك از رسانه‌ها و جرايد داخلي اجازه پيدا نكردند كه خبر ارتحال ايشان را حتي به عنوان فوت، منتشر كنند. بعضی از علاقمندان ایشان مستقلا سعی کردند تا بنابر عرف جامعه در روزهای اول پس از فوت، پیام تسلیتی در روزنامه‌هاي پر تيراژ منتشر کنند ولی هر کدام با برخورد عجیبی مواجه شدند که اجازه درج چنین پیامی را ندارند. یکی از آنها آقای (ص) است که می‌گوید: به دفتر یکی از روزنامه‌ها مراجعه کردم و چند جمله پیام تسلیت را از طرف چند هیئت مذهبی ثبت کردم و هزینه آنرا نیز پرداختم تا در بخش تسلیت در روزنامه مذکور منتشر شود ولی منتشر نشد و وقتی مراجعه کردم و جویای موضوع شدم مبلغ پرداختی را بازگرداندند و گفتند اجازه چنین کاری را نداشته‌اند!
در یکی دو روزنامه ی غیر معروف، پیام تسلیتی منتشر شد ولی بعدها محرز گشت که به خاطر این کار، از طرف وزارت اطلاعات توبیخ شدند و به آنها تذکر داده شد. افرادی به نمایندگی از طرف خانواده ایشان و برخی از اعضای دفتر آن مرجع مردمي نیز با حضور در دفتر چند روزنامه مختلف خبر فوت آن فقیه شیعه را اعلام نمودند ولی با مخالفت دست‌اندرکاران روبرو شدند و حتی این عده حاضر شدند مبلغی بیشتر از هزینه معمول را پرداخت کنند تا خبر مذکور منتشر شود ولی هرگز پذیرفته نشد! و اين در حاليست كه درج اخبار فوت و تسليت در همه روزنامه‌هاي داخلي براي همگان آزاد است.
مسجد نور، جزو تنها مساجدی بود که در آن، بعد از پایان نماز جماعت برای رهبران ایران دعا نمی‌شد و در این خصوص زبانزد خاص و عام بود و این امر برای رژیم قابل تحمل نبود.
طی سالهای قبل از قتل، به علت اینکه ایشان از برگزاری جلسات سخنرانی فرزند خود در مسجد نور حمایت می‌کرد، بارها از سوی عوامل ناشناس تهدید به مرگ شد.
مصادره عجولانه مسجد نور، بلافاصله بعد از فوت ایشان و منصوب کردن تحمیلی روحانی دولتی به جای ایشان علیرغم میل نمازگزاران، که این واقعه گویای آن است که از بین بردن ایشان، از قبل مورد توجه رژیم بوده است و آنها منتظر چنین امری بودند.
بلافاصله بعد از این واقعه یک روحانی دولتی به امامت مسجد تحمیل شد و بسیج و گروه‌های اطلاعاتی کنترل کامل این مسجد را به زور بر عهده گرفتند و مانع از حضور فرزندان روحانی ایشان برای امامت مسجد و یا در جوار مزار آن مرجع فقید شدند.
نمازگزاران محلی و قدیمی مسجد هرگز به امام جماعت تحمیلی حکومت اقتدا نمی‌کردند و نماز خود را به صورت فرادا اقامه می‌کردند و این باعث شد تا گروه‌های فشار و بسیج به آزار و اذیت و تهدید نمازگزاران مسجد روی آوردند.
رژيم تلاشهاي گسترده‌اي از جمله ايجاد ترس و خفقان و همچنين بازداشت و شكنجه زائرين مقبره ايشان انجام داد تا نام و ياد و تفكرات وي را نابود كند ولي تاكنون موفق نبوده است.
****

دشمنی‌های رژیم با خاندان ایشان تداوم پيدا كرد و فرزندان وي محدودتر شدند. شدت تنفر رژيم از ايشان را مي‌توان در اهانتهائي كه در زندان اوين به مسئول دفتر ايشان و زائرين بازداشت شده مزار ايشان انجام دادند تشخیص داد.

تغییر نام مسجد از "نور" به "آل یاسین" گویای آن است که از قبل آرزو داشتند نام این پایگاه دین اصیل از خاطره‌ها حذف شود. همچنین ایجاد دو پایگاه بسیج در این مسجد را می‌توان اقدامی مضحک برای ایجاد ترس دائمی در ذهن زائرین آن حرم دانست.